X
تبلیغات
سفرنامه های من - گوا

سفرنامه های من

روز اول سفر بمبئي به گوا

در تاريخ سه شنبه ۱۴ اگوست ۲۰۱۲ به همراه همسر و دو فرزند ۳ ساله و ۱۳ ساله ام  با هواپيماي ايران اير به بمبئي پرواز كرديم بر خلاف تصور ما هواپيما خوب و راحت بود و بعد از تقريبا" ۴ ساعت به بمبئي رسيديم  چون اولين بار بدون تور اقدام كرده بوديم  كمي استرس داشتيم بعد از اتمام كارهاي مربوط به ورود و كنترل پاسپورت و تحويل چمدانها ساعت ۲ بعد از ظهر تصميم به گرفتن اتوبوس يا ماشين به سمت گوا داشتيم كه بعد از مشورت با كارمندان فرودگاه مبني بر اينكه مسير بسيار زيبا و پر از ابشارهاي  و شاليزارهاي ديدني  است و الان براي رفتن دير وقت است ، تصميم گرفتيم يك شب در بمبئي بمانيم و فردا صبح براي رفتن اقدام كنيم سپس  يك تاكسي به مقصد هتل lucky واقع در نيو بمبئي كه صاحب ان ايراني بود گرفتيم بمبئي شهري بسيار شلوغ و پر از صداي بوق ماشين ها بود انگار همه ميخواستند بگويند ماشين من هم بوق دارد!!!! هتل ما نزديك خيابان بود و حتي نيمه شب هم از صداي بوق ماشين ها در امان نبوديم!! اما ظاهرا ساكنان هندوستان هم علاقه ي زيادي به بوق داشتند زيرا اكثر كاميون ها پشتشان نوشته بودن please horn در طي اقامت يك روزه در بمبئي واقعا عصبي شده بوديم!!  فردا ي آن روز صبح زود با يك شركت مسافرتي به نام wheels تماس گرفتيم و در خواست يك اتوموبيل و يك راننده مسلط به زبان انگليسي كرديم نهايتا يك ماشين براي ما با قيمت روزي 3000 روپيه به مدت  ده روز به مقصد گوا فرستادند 


برچسب‌ها: بمبئي, گوا, سفر نامه, روز اول
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1391ساعت 8:59  توسط لیلا  |